محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
279
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
انتظام خود مستقر بوده در نهايت اعتبار و غايت اقتدار مشتمل گشت ، بلكه در ترّفع شأن و تفوق مكان ، از رتبهء رفيعهء سابقه به صد درجه گذشت و در اواخر سنهء مذكوره كه چتر اقبال آفتاب مثال بر فرق اميد قاطنان دار الملك عراق سايه گستر بود عليقليخان باستصواب ميرزا محمّد وزير از بسيار از اكابر و اهالى اصفهان از صغير و كبير و جوان و پير بعضى بتدبير و بعضى بقيد [ 154 ] حبس و زنجير اخذ نمود و بنابر ذخيرهء خاطرى كه از فرهاد بيگ غلام داشت ، درين وقت فرصت يافته در مقام انتقام آمد و او را در بندهاى گران كشيده خانهاش را كه اركانش در رفعت و عروج مشاكل سماء ذات البروج بود و قواعد و قوايمش كه در متانت و رصانت مماثل بناى سبع شداد و قرينهء ذات العماد مينمود ، به قصد آنكه زربيمر او را به تصرف در آورد به آب رسانيد . اما جز خاك در دست و جز باد در كف چيزى نديد و از اينجهت آتش جهلش اشتعال يافته آزار بسيار و مشقت بيشمار از رهگذر فرهاد بمردم آن بلاد رسيد و كار اهالى آن بلده و توابع از ظلم و تعدى خان و اتباعش بسرحد اضطرار كشيد و از فحواى حديث « من لم يرحم الناس منعه اللّه رحمته » ، غفلت ورزيده گوش هوشش اين معنى را نشنيد تا رسيد به او آنچه رسيد و عنقريب دست انتقام روزگار مكافات فرجام ، بساط تسلط و تغلب او در نوشت بوجهى كه بر زبان خامهء بلاغت شمامه گذشت و شرح مجملى از عواقب امورش بر صفحات اين اوراق مرقوم گشت . گفتار در ذكر جلوس همايون پادشاه سكندر اساس شاه عباس و بيان استيلا و استقلال خان جلالت مكان مرشد قليخان يكان قال اللّه تبارك و تعالى « قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ » « 1 » . بر ضمير مهر تصوير اصحاب بلاغت و خاطر مرآت نظير ارباب فصاحت نيّر
--> ( 1 ) - سورهء 3 آيهء 26 .